هو
دکتر تلوري چيزهايي مي گفت قريب به اين مضامين که:
هر آدمي زندگيش يک دور ختم قرآنه...
هر کاري که مي کنه مصداق آيات خداست...
استخاره يا طلب خير هم اينه که تو ببيني مصداق کدوم آيه اي...
ديدي بعضي ها با کلي تمرکز قرآن رو باز مي کنن بعد ميبينن همش آيات رحمته...؟
نه که به خودشون هم اطمينان ندارن دوباره باز مي کنن...
اينها در واقع اطمينان ندارن که
آيات از طرف خداست
(ان الشرک لظلم عظيم+و لا يزيد الظالمين الا خسارا)...
آخر اينقدر باز و بسته مي کنن قرآن رو
تا آيات عذاب مياد براشون
مي گن بد اومد...
با خودم تصميم گرفتم از اين به بعد که لاي قرآن رو باز مي کنم هر چي اومد اکتفا کنم و بجاي اينکه دوباره باز کنم روي آيه هاش فکر کنم ببينم منظورش چيه...
در راستاي اون مشکلم که همش خدا حرف از صبر و توکل ميزد، رفتم سراغ قرآن...به خدا گفتم :
مگه خودت نگفتي
«لَو علم المدبّرون کيف اشتياقي بهم لماتوا شوقاً»؟
خوب الآن من اومدم پيشت...خوشحالي ديگه...مي خوام باهام حرف بزني...
اگه مي خواي دعوام هم بکني بکن...
فقط باهام حرف بزن...
قرآن رو باز کردم...دفعه ي اولي که بخاطر همين مسئله باز کردم صفحه ي 281 و 282 اومده بود...که بهم براي اولين بار دستور صبر دادن...اين بار صفحه ي 282 و 283 اومد...باورم نمي شد...
سبحن الذي اسري بعبده ليلاً
من المسجد الحرام الي المسجد الاَقصي الذي برکنا حَولَه
لنُريَه من آياتنا...
خدا داشت يه جور ديگه مشکلم رو حل مي کرد...از اين رو به اون رو...به همين راحتي...طوري که خودم فکر مي کردم از اين راه نمي شه اصلاً...
و آتينا موسي الکتاب
و جعلنه هديً لبني اسرائيل
ألّا تتخذوا مِن دوني وکيلا
خدا توي کتابش به من گفته بود که غير از من وکيلي نگير(مثلا ًآيه ي 12 ابراهيم؛توي پست "صبر کن..." بهش اشاره کردم.)...
عسي ربّکم أن يرحَمَکم
و إن عدتم عدنا...
اميد است که خدا بر شما رحم کند و اگر شما باز گرديد ما هم باز مي گرديم...
ديگه مربوط تر و قشنگ تر از اين خدا مي تونست ازم استقبال کنه؟
و يَدعُ الإنسانُ بالشّر دُعاءهُ بالخير
و کان الأنسانُ عجولاً
و انسان همانگونه که خير را مي طلبد ، شر را طلب مي کند و انسان عجول است.
سهيلا چند بار بهم گفته بود که زياد روي يه مسئله اصرار نکن...خودم هم به اين نتيجه رسيده بودم...خدا داشت بهم مي گفت آدما نمي فهمن اين چيزي که مي خوان شرّه يا خيره...ما اگه بهشون رحم نکنيم بدبخت ميشن(البته اين آخرش رو تو اين آيه ها نگفت ولي منظورش همين بود!!!)...
يه درس جالب ديگه هم خدا با دو تا آيه بهم داد که شايد اون هم يه جورايي ربط داشته باشه به اين ماجرا:
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم و إن أساتم فَلَها...
مَن إهتدي فإنّما يهتدي لنفسه
و من ضَلّ فإنّما يضلّ عليها و لا تزرُ ووازرةً وزرَ أخري
و ما کنّا معذبين حتي نبعث رسولا
يه چيز ديگه هم که توي اين آيه آخريه بود اينه که ما تا هدايت برات نفرستيم عذابت نمي کنيم...نگران بعضي چيز هايي که قبل از هدايت پيش اومده نباش...
تازه اين همه ي حرف ها نبود...بعضي هاش فيلتر داره...سانسوريه...
دکتر تلوري مي گفت:" خدا بنده نوازه..."حالا بعضي وقتها ناز مي کنه بنده هاش رو، بعضي وقتها هم به ضرب سيلي مي نوازه... به هر حال بنده نوازه...
خداجون دوست دارم...
+ نوشته شده توسط Z3D3AMNIYAT در سه شنبه 2 آبان1385 و ساعت
23:27 |