هو
تکليف ، از آن جهت که تکليف است
سخت است وتکلّف دارد؛
صبر و پايداري مي خواهد.
خداوند ما را در انجام تکليفمان ياري کند ان شاءالله...
.
.
.
به نظر شما قشنگ نيست اين ديدگاه؟!
.
.
.
والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا
هو
تکليف ، از آن جهت که تکليف است
سخت است وتکلّف دارد؛
صبر و پايداري مي خواهد.
خداوند ما را در انجام تکليفمان ياري کند ان شاءالله...
.
.
.
به نظر شما قشنگ نيست اين ديدگاه؟!
.
.
.
والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا
هو
من هيچ وقت دلم نمياد اين جمله ي معروف رو بگم که :
الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكين بولاية امير المؤمنين علي ابن ابي طالب عليه السلام
چون مي ترسم اين طور نباشه و بجاش مي گم :
اللهم اجعلنا من اشياع علي ابن ابي طالب عليه السلام
اما امروز يه کنفرانسي شرکت کردم درمورد پلوراليزم از ديدگاه دکتر سروش...اونجا واقعا از ته دلم گفتم:
الحمد لله الذى جعلنا
من المتمسكين بولاية امير المؤمنين
علي ابن ابي طالب عليه السلام
.
.
.
اللهم اجعلنا من اشياع علي ابن ابي طالب عليه السلام
هو
خبر اعدام صدام ديشب از تلويزيون اعلام شد و شادي مردم عراق هم...با بعضي ايراني ها مصاحبه کرده بودن...
داشتم فکر مي کردم که چه فايده؟ اين همه سال هر غلطي خواسته کرده، هزاران آدم رو کشته، حالا که آمريکا ي لعنتي اومده دارن اعدامش مي کنن...(تا حالا هيچ مجمعي نبود که اين آدم مزخرف رو رد صلاحيت کنه؟! اين سازمان ملل مسخره کجا بود توي اين همه سال سياهي و بدبختي؟!)
توي همين فکر بودم که يه خانومه گفت چه فايده؟ بايد جبران کنن...
يه آقاهه هم حرف خوبي زد، گفت: اون يه مهره بود، وقتي لازمش داشتن بود، حالا هم که نمي خوانش دارن اعدامش مي کنن...
دلم گرفت...
صدام رو دارن اعدامش مي کنن و من ناراحتم...
ولي ما سرمون کلاه نميره...
آهاي کسايي که منتظر غفلت ماييد!
آهاي عوضي هايي که نون به نرخ روز مي خورين!
آهاي لعنتي هايي که خدا ما رو با حماقت شما ياري کرده!
بدونين که ما درس از خاندان پاک نبي (ص) مي گيريم؛
بدونيد که ما خون حسين تو رگهامون مي جوشه
و شجاعت علي تو قلبامونه:
«نَحنُ أبناءُ الحَيدَر»
به خدا قسم ما کسي رو داريم
که همتون ازش کم مياريد، همتون ازش مي ترسيد.
به خدا قسم ما سيد علي رو داريم...
.
.
.
صدام رو دارن اعدامش مي کنن و من ناراحتم...
چون نمي خوان جواب بدن اين غلط هايي که تا حالا صدام با دستور يا بي دستور اونا انجام داده...
خوشحالم از روزي که صاحبمون
مياد و انتقام همه ي اين ها رو مي گيره...
انتقام ناله هاي فدک رو...
«فانّک قلت و قولک الحق ،ظهر الفساد في البرّ و البحر
بما کسبت ايدي النّاس؛ فاظهر اللهم لنا وليّک
و ابن بنت نبيک المسمّي باسم رسولک
حتي لا يظفر بشئ من الباطل الا
مزقه و يحق الحق و يحققه
وا جعله اللهم مفزعاً
لمظلوم عبادک
وناصرا لمن لا يجد له ناصرا غيرک
و مجددا لما عطل من احکام کتابک و مشيدا لما ورد
من اعلام دينک و سنن نبيک صلي الله عليه و آله واجعله
اللهم ممّن حصنته من بأس المعتدين اللهم و سُر نبيک محمداً
صلي الله عليه و آله برؤيته و من تبعه علي دعوته و ارحم استکانتنا بعده
اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الأمة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نريه قريباً
برحمتک يا ارحم الراحمين»
هو
سر يکي از کلاس هاي طرح ولايت نشسته بوديم...بحث سر تله پاتي و روح بود...استادمون داشت مي گفت که دو نفر که خيلي با هم رابطه دارن و به هم وابسته اند با هم ديگه تله پاتي دارن...با خودم فکر کردم که ماها هم بايد با امام زمانمون اينطوري باشيم...اينقدر بايد باهاشون رابطه داشته باشيم که وقتي دلشون مي شکنه و ناراحت مي شن ما هم ناخودآگاه دلمون بگيره...تو همين فکرا بودم که استادمون گفت :
اينکه مي گن شيعه غروب جمعه دلش مي گيره بخاطر همينه...حديث داريم :
شيعتنا خُلِقوا مِن فاضل طينتنا ، يحزنون لحزننا و يفرحون بفرحنا
(شيعيان ما از باقيمانده ي گِل ما خلق شده اند،
با حزن ما محزون و با شادي ما شاد مي شوند.)
اين شادي ها و غم ها اصلا براي شيعه اتوماتيکه...
واقعا چقدر زيباست که اونقدر به اماممون وابسته و دلبسته باشيم که وقتي از يه ظلمي تو يه گوشه ي جهان دلشون مي گيره ما هم بغض گلومون رو بگيره...
مي گم ما هم شيعه ايم، مگه نه...؟!!!