هو
يکي از چيز هايي که توي کتاب حماسه ي حسيني بود و خيلي فکرم رو مشغول کرد اين بود:
امام باقر عليه السلام توي يکي از جملاتشون که داشتن در مورد لشکر دشمن امام حسين (ع) مي گفتن دارن که
" و کلّ يتقرّبون الي الله عزّ و جلّ بدمِه "
و همه ي آنها مي خواستند با خون او به خداوند عز و جل نزديک شوند.
خيلي اين جمله برام سنگين اومد...ترسيدم...
گاهي ممکنه تو احتمال خوبي بدي که با رفتن به فلان جا به خدا نزديک مي شي...خب مي ري...اما اگه احتمال بدي که با ريختن خون يه آدم مشخص به خدا نزديک مي شي، هيچ وقت اين کار رو نمي کني تا اينکه 150% مطمئن بشي...
کساني که توي لشکر دشمن بودن، طبق فرموده ي امام باقر عليه السلام (البته مسلما بجز سرانشون مثل شمر و ...)مي خواستن با اين کار به خدا نزديک بشن...يعني مطمئن بودن از اينکه امام حسين داره چنان خطائي مي کنه که نه تنها خونش مباهه، حتي ريختنش ثواب هم داره...
وقتي که يه عده ميان 2 تا مسئله رو که اوج تناقض رو دارن، معادل مي گيرن، ما ها چرا اينقدر به خودمون و کار هاي خودمون که اينقدر هم در تناقض با اصول نيستن و امکان اشتباهشون بيشتره ، مطمئنيم...؟!!!
اللهم اهدنا الصراط المستقيم
اللهم اجعلنا من اشياع علي ابن ابي طالب عليه السلام
و الّذينَ جاهَدوُا فينا لَنَهدينّهُم سُبُلَنا




